مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

177

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

هنگامى كه حسين عليه السلام به كربلا رفت ، صحابى بزرگوار ، انس بن حارث نيز با ايشان همراه شد و در ركاب آن حضرت به شهادت رسيد . « 1 » شايد راز پيدايش تحول در موضع‌گيرى زهير بن قين ، اخبارى بود كه از سلمان فارسى درباره بشارت به يارى حسين ، به ياد داشت . زهير گويد : حديثى براى شما نقل مىكنم ، ما در دريا به جنگ رفتيم و خداوند ما را پيروز ساخت و غنايمى به دست آورديم . در اين هنگام سلمان فارسى گفت : آيا از پيروزىاى كه خداوند نصيبتان كرده و غنايمى كه به دست آورده‌ايد خوشحاليد . گفتيم : آرى . گفت : هنگامى كه سرور جوانان آل محمد را يافتيد ، از جنگ در ركاب او بيش‌تر از غنايمىكه امروز به‌دست آورده‌ايد شادمان باشيد . « 2 » عريان بن هيثم گفته است : پدرم به صحرا مىرفت و در نزديكى آوردگاه حسين عليه السلام سكنى مىگزيد . هرگاه كه به آن‌جا مىرفتيم مردى از بنىاسد را نيز مىديديم . پدرم به او گفت : تو را پيوسته در اين مكان مىبينم ؟ ! گفت : شنيده‌ام كه حسين عليه السلام در اين‌جا كشته مىشود و من هر روز به اين‌جا مىآيم ، شايد به او برخورم و همراهش كشته شوم . ابن هيثم گويد : پس از قتل حسين عليه السلام ، پدرم گفت : بياييد برويم ببينيم آيا آن مرد اسدى ، ميان كشته‌شدگان با حسين است ؟ به ميدان نبرد آمديم و گشتيم و به ناگاه مرد اسدى را كشته ديديم ! » « 3 » غائلهء روز نخست معاويه از همان نخستين روزهاى صلح و بلكه از هنگامى كه به فكر صلح افتاد ، نيّتى جز خيانت و پيمان شكنى نداشت . او در نخستين روزهاى پس از صلح مكر و خيانتش را آشكار ساخت ؛ و هيچ چيز روشن‌تر از سخنرانى او پس از صلح نيست كه طى آن گفت : « آگاه باشيد ، من هرآنچه را كه به حسن بن على عليه السلام داده‌ام زير اين دو گام خويش نهادم ؛ و به‌آنها وفا نمىكنم ! » « 4 »

--> ( 1 ) - ر . ك . تاريخ ابن عساكر ( زندگينامه امام حسين عليه السلام ) ، محمودى ، ص 239 ، حديث شماره 283 . ( 2 ) - ارشاد ، ص 246 . ( 3 ) - تاريخ ابن عساكر ، ص 212 ، حديث شماره 269 . ( 4 ) - شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 16 ، به نقل از مدائنى .